هیچ

این چند روز گذشت  و آن چند سال
 از تولدم
تا این چند روز گذشته
 به یکدم
 بی آنکه که در ذهنم پر شود از خاطره ای
مثل فرداهای نیامده که خالی از همه چیزاند
می گذرد.

زندگی

ماه مي تابد

سايه ها متولد مي شوند

خانه ها

           درختها

                       تيرهاي چراغ برق

تنها همسايه هاي بيدار شب مهتاب.

به گفتگويي دراز چشم دوخته اند

اما !

تنها مهتاب مي داند

زندگي بيدارشان

هر لحظه كوتاه تر مي شود