پشت عشق
صبح ارديبهشت
به انتظار بوي ياس هاي باغچه ام
شب چه سنگين گذشت
پارسال كه تو بودي
ياسها زود بو دادند
بوي عطر تازگيشان
تا آنور خدا مي رفت
ياسهاي امسال چه تنبل شده اند
شايد دلتنگي تو را دارن
مثل چشمهاي من
كه دلتنگ يك نگاه تر است
كه لبريز شود از عشق
عشق خود را پنهان مي كند
گاهي پشت شب بو ها
پشت سايه يك نگاه
گاهي كنار پنجره
كنار يك لبخند
گاهي همراه من است
اما رخ نمي نمايد
پنهان مي شود پشت هر چيزي
عشق چه سنگين شده است
مثل نگاه مردم شهر
هواي دلتنگي است
طروات ارديبهشت پيدا نيست
كوچه ،
خيابان ،
باغچه خانه ام
زير حجم سنگين نگاه هاست
بي عشق هيچ چيزي خوب نيست
مهرباني خوب است
دوست دارم مهربان را
بايد گم شوم پشت خاطره
پشت صداي درختان
كه دارند گم مي شوند
پشت نگاه هاي سنگين ديگران
بايد بروم
تا وقت هست
ثانيه اي پيدا كنم
كه خالي از همه چيز است
خالي از عشق
از خاطره
از نگاه
خالي از هر چيز ديگر
بايد بروم
گم شوم پشت ثانيه اي
ثانيه اي
كه نه عاشق است
نه پيدا !